پادکست روزانه پیپ‌وایز | تحلیل فاندامنتال بازارهای مالی
جمعه ۱۸ آوریل ۲۰۲۵ | ۲۹ فروردین ۱۴۰۴

این پادکست با صدای استاد علی شریف‌زاده برای بروکر پیپ‌وایز تهیه شده است.

روز گذشته مهم‌ترین رویداد بازار، تصمیم بانک مرکزی اروپا (ECB) بود. مطابق با انتظارات بازار، نرخ بهره بار دیگر ۲۵ واحد پایه کاهش یافت و از ۲.۵ درصد به ۲.۲۵ درصد رسید. هدف اصلی این تصمیم، حمایت از اقتصاد شکننده و کم‌رمق حوزه یورو است؛ اقتصادی که هم‌زمان تحت فشار تنش‌های تجاری با آمریکا و پیامدهای فرسایشی جنگ روسیه و اوکراین قرار دارد.
نکته قابل‌توجه این است که ECB در کنار کاهش نرخ بهره، برآوردهای رشد و تورم خود را نیز بازبینی نزولی کرد؛ موضوعی که نشان می‌دهد مسیر پیش‌روی اقتصاد اروپا همچنان پرچالش و ناهموار خواهد بود، به‌ویژه اگر سایه تعرفه‌های تجاری آمریکا همچنان بر سر اروپا باقی بماند.

در همین چارچوب، دیدار نخست‌وزیر ایتالیا، جورجیا ملونی با دونالد ترامپ گرچه در ظاهر مثبت و سازنده توصیف شد و حتی صحبت از سفر ترامپ به ایتالیا و توافقات دوجانبه به میان آمد، اما نباید آن را نشانه‌ای از حل‌وفصل جامع اختلافات تجاری آمریکا و اروپا دانست. ایتالیا از ابتدا نیز به دلیل نزدیکی ایدئولوژیک دولت ملونی با ترامپ، مسیر متفاوتی از سایر کشورهای اروپایی داشته و هرگونه توافق احتمالی بیشتر ماهیت دوجانبه خواهد داشت تا اروپایی.

اما یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین تحولات روز گذشته، واکنش تند و کم‌سابقه ترامپ به تصمیم ECB بود. ترامپ که از زمان بازگشت به کاخ سفید تلاش کرده بود انتقاداتش به فدرال رزرو را کنترل کند، این‌بار خشم خود را آشکارا نشان داد و عملکرد جروم پاول را با الفاظی بسیار تند زیر سؤال برد. او پاول را «افتضاح» توصیف کرد، گفت که «همیشه دیر و اغلب اشتباه تصمیم می‌گیرد» و حتی در پاسخ به پرسش خبرنگاران اعلام کرد که توان برکناری او را دارد.
این اظهارات، یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های ساختاری برای دلار محسوب می‌شود؛ چرا که هرگونه تلاش جدی برای تضعیف یا حذف استقلال فدرال رزرو، اعتماد سرمایه‌گذاران جهانی به سیاست پولی آمریکا را خدشه‌دار می‌کند و می‌تواند به فشار فروش پایدار بر دلار منجر شود. منظور از «ضربه به دلار» در اینجا، نه پایان هژمونی آن در نظام مالی جهان، بلکه تضعیف ارزش دلار در بازارهای جهانی است.

در حوزه ایران و آمریکا، گزارش‌ها حاکی از ارائه یک پیشنهاد سه‌مرحله‌ای از سوی ایران است. ترامپ بار دیگر تأکید کرد که گزینه حمله نظامی همچنان روی میز است، اما عجله‌ای برای آن ندارد و می‌خواهد به دیپلماسی فرصت بدهد. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که ترامپ تحت فشار شدید شاهین‌های سیاست خارجی و جریان‌های تندرو نزدیک به اسرائیل قرار دارد، اما خود او و ویتکاف فعلاً در اردوگاه دیپلماسی و اجتناب از درگیری نظامی قرار دارند.
در همین راستا، سفر خالد بن سلمان (برادر محمد بن سلمان) به تهران و دیدار مستقیم با رهبر انقلاب، یک رویداد بی‌سابقه و بسیار معنادار تلقی می‌شود و می‌تواند نشانه‌ای از تلاش‌های منطقه‌ای برای کاهش تنش و تکمیل فرآیند دیپلماتیک باشد.

در جبهه چین و آمریکا نیز، اگرچه ترامپ از احتمال بالای توافق سخن گفته، اما واقعیات میدانی خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. چین صادرات کانی‌های کمیاب به آمریکا را به‌طور کامل متوقف کرده؛ اقدامی که برای صنایع دفاعی و فناوری پیشرفته آمریکا بسیار پرهزینه است. در مقابل، آمریکا به‌دنبال توافق با اوکراین برای تأمین بخشی از این مواد حیاتی است. همچنین چین واردات گاز مایع آمریکا (LNG) را نیز متوقف کرده که نشان می‌دهد در عمل، نشانه‌ای از کاهش تنش دیده نمی‌شود.

در مجموع، آنچه امروز بازارها با آن روبه‌رو هستند، ترکیبی از نااطمینانی پولی، تنش‌های ژئوپولیتیک و جنگ‌های تجاری حل‌نشده است؛ ترکیبی که به‌نظر می‌رسد نه در کوتاه‌مدت، بلکه در هفته‌ها و حتی ماه‌های آینده همچنان یکی از محرک‌های اصلی نوسانات بازارهای جهانی باقی بماند.

post comments

3 − 1 =